Parsitem

وبسایت شخصی منصوره ظریفی

در مهربانی با کوچک تر ها

اسم این دختر، سارا است. سارا دختر خیلی خوبی است. او یک خواهر کوچولو دارد. اسم خواهر سارا، سحر است. سحر دو سال دارد. سارا با سحر خیلی مهربان است. او سحر را خیلی دوست دارد. خیلی هم مراقب او است.

سارا همیشه با سحر بازی می کند؛ بازی هایی مثل: خاله بازی، عروسک بازی، اتل متل، کلاغ پر، قایم باشک و … سحر این بازی ها را خیلی دوست دارد.

سارا مراقب است که سحر در هنگام دویدن، زمین نخورد. اگر چیزی جلوی پای او باشد، آن را بر می دارد. او با سحر بازی های خطرناک نمی کند و در هنگام بازی کردن هم او را نمی ترساند.

وقتی مادر، سحر را می خواباند، سارا خیلی آهسته و بدون سر و صدا بازی می کند. صدای تلویزیون و رادیو را هم زیاد نمی کند. با صدای بلند صحبت نمی کند؛ چون می داند که اگر سر و صدا کند، سحر از خواب می پرد و تا شب نق می زند. آن وقت حوصله همه سر می رود. مادر هم از دست سارا ناراحت می شود و می گوید: «دیدی سر و صدا کردی، بچه از خواب پرید.»

آن وقت، مادر برای این که دوباره سحر را بخواباند، خیلی اذیت می شود. شاید هم سحر دوباره نخوابد و همین طور تا شب نق بزند و بهانه بگیرد.

گاهی مامان و بابا، سارا و سحر را برای گردش به پارک می برند. سارا توی پارک خیلی مواظب سحر است. او اجازه نمی دهد که سحر به گل ها دست بزند؛ چون می داند گل ها تیغ دارند و ممکن است دست سحر زخمی شود. سارا همیشه دست سحر کوچولو را می گیرد تا گم نشود. او هیچ وقت سحر کوچولو را سوار تاب و سرسره یا الاکلنگ نمی کند؛ چون می داند که سحر خیلی کوچک است و حتماً باید با کمک مادر یا پدر از این وسایل استفاده کند. او می داند باید بزرگ ترها سحر را نگه دارند تا نیفتد؛ یا بچه های دیگر با او برخورد نکنند.

وقتی سحر لباسش را کثیف می کند، سارا خیلی آرام و با مهربانی لباس او را عوض می کند. او برای انجام این کار، خیلی مواظب است که دست ها و یا سر سحر درد نگیرد.

سارا می داند وقتی هوا گرم است، باید لباس خنک و وقتی هوا سرد است. لباس گرم به سحر بپوشاند. او هیچ وقت لباس هایی را که تنگ و کوچک شده اند، به سحر نمی پوشاند.

سارا همیشه مراقب است که سحر به چیزهای خطرناک دست نزند. او همیشه چیزهایی مثل چاقو، قیچی، خودکار و مداد را از جلوی دست سحر بر می دارد؛ چون می داند که سحر نباید به این چیزهای خطرناک دست بزند.

سارا همیشه وسایل شکستنی را از جلوی دست سحر کوچولو بر می دارد؛ امّا اگر یک وقت سحر چیزی را بشکند، سارا او را خیلی زود از آن جا دور می کند تا خرده شیشه ها به دست و پای سحر نروند. بعد مادر را صدا می زند؛ چون می داند که خرده شیشه ها خیلی خطرناک هستند و خودش هم نباید به آن ها دست بزند.

وقتی آن ها به میهمانی می روند. سارا خیلی مراقب است که سحر به چیزی دست نزند؛ جایی را به هم نریزد؛ چیزی را نشکند. او می داند که سحر خیلی کوچک است و نمی داند که این کارها بد است. وقتی برای آن ها میوه می آورند، سارا خیلی مراقب سحر است که میوه ها را بر ندارد و بی خودی دندان نزند، به چاقوها دست نزند. وقتی هم برای آن ها چایی می آورند، سارا مراقب است که سحر چای را روی فرش یا روی خودش نریزد و به قندها دست نزند.

سارا هیچ وقت با سحر دعوا نمی کند. سر او داد نمی کشد. چیزی را به زور از دست او نمی گیرد. او را کتک نمی زند؛ چون می داند که سحر، خواهر کوچک او است و باید با او خیلی مهربان باشد. او قبل از خواب برای سحر کوچولو قصه تعریف می کند و عکس های قشنگ کتاب قصه را به او نشان می دهد. سارا نمی تواند کتاب بخواند اما می تواند از روی عکس های کتاب، قصه را برای سحر کوچولو تعریف کند. سحر کوچولو از شنیدن قصه و دیدن عکس های قشنگ کتاب قصه خیلی لذت می برد.

وقتی مادر و پدر برای سحر کوچولو چیزی می خرند، سارا هیچ وقت گریه نمی کند و نمی گوید: «باید برای من هم بخرید!» چون می داند اگر لازم بود، برای او هم می خریدند. وقتی مادر و پدر برای سحر کوچولو هدیه ای می خرند، سارا با مهربانی لبخند می زند و می گوید: «مبارک باشد، خواهر کوچولوی من!» و بعد با مهربانی سحر کوچولو را می بوسد.

وقتی سارا از مادر و پدرش می پرسد: «مامان جان! بابا جان! از من راضی هستید؟» مادر می گوید: «بله! تو دختر خیلی خوبی هستی. با خواهرت خیلی مهربان هستی. من از تو خیلی راضی هستم. آفرین دختر گلم!»

و پدر با خوشحالی می گوید: «من هم از تو راضی هستم. تو مثل یک مامان کوچولو، مراقب خواهرت هستی. آفرین دختر گلم!»

آیا تو هم خواهر یا برادر کوچک تر از خودت داری؟ تو هم با او مهربان هستی؟ آیا مادر و پدر تو هم از تو راضی هستند؟

می توانی از آن ها سؤال کنی.

نویسنده: اعظم تبرایی

این مطلب را می پسندم

نوشته شده به وسيله ظریفی در داستان ، بدون ديدگاه


ديدگاهتان را بنويسيد

لطفا پيام و اطلاعات خود را در بخش زير بنويسيد.
نام
ايميل
وبسايت
متن ديدگاه

 Parsitem
Parsitem