Parsitem

وبسایت شخصی منصوره ظریفی

چو فردا شود ، فکر فردا کنیم

 😀  😀  😀

خیلی از کارها و تصمیمات را نمی توان و نباید عقب انداخت چون ممکن است خسارت زیادی به انسان وارد کند. مثلاً در گذشته های دور در شهر شیراز پادشاه خوشگذارن و خوش اخلاقی بوده که همیشه به تفریح و شادی اهمیت می داده است. در یکی از روزهای زیبای فصل بهار به این پادشاه خبر می دهند که لشکر زیادی به سمت شیراز در حرکت است و قصد دارد شهر را تصرف و شما را از پادشاهی برکار کنند. شاه اهمیتی نداد و گفت «هنوز که به شیراز نرسیده اند هر وقت رسیدند فکری به حال آنها می کنیم. . . . چو فردا شود فکر فردا کنیم»

روزها می گذشت و لشکر به شهر نزدیک تر می شد و پادشاه همچنان به خوشگذرانی هایش ادامه می داد تا اینکه روزی معاون شاه، او را به بام قصر آورد تا با دیدن لشکر زیادی که پشت دروازه شهر بودند به خود بیاید و فکری برای دور کردن دشمن کند. پادشاه با دیدن سپاه دشمن پرسید اینها کیستند؟ و معاون او جواب داد اینها قصد دارند شما را از پادشاهی برکنار و شهر را تصرف کنند باید برای شکست آنها فکری کرد. پادشاه خندید و گفت چه آدم های ابلهی به جای اینکه از این هوای خوب و گل های زیبا لذت ببرند به فکر جنگ هستند؟! صبر می کنیم هر وقت آمدند فکری به حالشان می کنیم، . . . چو فردا شود فکر فردا کنیم.

بله بچه ها، سپاهیان وارد شهر شدند و بدون زحمت و به راحتی شهر را گرفتند و پادشاه خوشگذاران فرار کرد و نتوانست از شهر و پادشاهی اش دفاع کند. سال ها بعد او را در یکی از شهرها دستگیر کردند و کشتند. اسم این پادشاه «ابواسحاق» بود و کسی که همراه سپاهیانش به شهر آمد «محمد مظفر» نام داشت. کم کم در بین مردم جمله «چو فردا شود فکر فردا کنیم» یک ضرب المثل شد و آن را در مورد افرادی که توجهی به اتفاقات اطرافشان ندارند و به فکر آینده نیستند به کار می برند. بهتر است بدانید این ضرب المثل مصرع شعر یکی از شاعران کشورمان «نظامی گنجوی» است:

این مطلب را می پسندم

نوشته شده به وسيله ظریفی در ضرب المثل ها ، بدون ديدگاه


ديدگاهتان را بنويسيد

لطفا پيام و اطلاعات خود را در بخش زير بنويسيد.
نام
ايميل
وبسايت
متن ديدگاه

 Parsitem
Parsitem